تبليغاتX
در انتظار موعود منتظر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
میلاد مولود کعبه مبارک
 
 
 
 
 

فرا رسيدن سالروز ميلاد پر بركت امام العارفين ؛ اميرالمؤمنين علي ( ع ) رو به همه منتظران موعود ( عج ) تبريك ميگم .

از دوستائي كه توفيق شركت در مراسم اعتكاف رو پيدا كردن التماس دعا دارم .

 

علي علي

 

 

|+| نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 22:59 | 
نيامدي

 

 

دل به داغ بي كسي دچار شد ، نيامدي

چشم ماه و آفتاب تار شد ، نيامدي

سنگهاي سرزمين من در انتظار تو

زير سم اسبها غبار شد ، نيامدي

چون عصاي موريانه خورده دستهاي من

زير بار درد تار و مار شد ، نيامدي

اي بلندتر ز كاش و دورتر ز كاشكي

روزهاي رفته بيشمار شد ، نيامدي

عمر انتظار ما ، حكايت ظهور تو

قصّه بلند روزگار شد ، نيامدي

 

                                 " عبدالجبار كاكائي "

 

 

|+| نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 21:49 | 
سلام
 

سلام دوستان ،

 

يه مدّت بود درگير يه " چرا ؟ " بودم و نشد كه انتظار صبح رو به روز كنم . نميدونم شايد هم بشه گفت توفيق نداشتم .

 

به ياري خدا امشب اومدم يه پست بزنم و برم .

 

دعا كنيم خدا ظهورش رو نزديك و نزديكتر كنه ،

 

علي علي

 
|+| نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 21:47 | 
تسلیت

 

سلام 

 

فرا رسيدن سالروز شهادت صديقه ي طاهره ؛ زهراي مرضيه ( س ) رو به همه منتظران موعود ( عج ) تسليت ميگم .

 

علي علي

 

|+| نوشته شده توسط سیاوش در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 2:5 | 
جان خسته
 
 

ما جدا از تو كه جان خسته و دل سوخته ايم

تا در آئي تو ز در ؛ ديده به ره دوخته ايم

ز اشك و آه از غم دوري تو ديري است به دل

آب و آتش زده هم ساخته ؛ هم سوخته ايم

اي كه از ماه رخت ؛ گشته شفق رنگ افق

چهره در پرتو مهر تو برافروخته ايم

شادي عالم آباد به ويرانه دل

ز انتظار قدمت گنج غم اندوخته ايم

چه كني منعم از آزادگي و عشق كه ما

همه در مكتب حق اين هنر آموخته ايم

گر به سودا دل بازار ملامت گرم است

به دو عالم سر يك موي تو نفروخته ايم

ديري از قصه پر غصه " ياور " ياران

آتش حسرت هستي به دل افروخته ايم
 
 

                                      "  ياور همداني  "

 

 

|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 20:23 | 
تسليت
 
 
 

سلام دوستان ؛

 

آسماني شدن تعدادي از جوانان و نوجوانان برگزيده در حادثه حسينيه سيدالشهدا ( ع ) كانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز - رو به خونواده محترمشون ؛ همشهريان و هم ميهنان بزرگوارم تسليت ميگم.

 

علي علي

 

 

|+| نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 23:24 | 
كدام روز ميرسي ؟
 
 
 

براي چشمهاي تو سبد سبد دعا كنم

پرنده هاي شوق را به آسمان رها كنم

بيا بمان كنار من مگر نه وعده داده اي

" اگر كه عاشقم شوي ؛ به عهد خود وفا كنم "

تو بهترين جواب و من پر از نياز و پرسشم

نماز عشق را بخوان ؛ به عشق اقتدا كنم

اگر كه خواهش مرا اميد استجابتي است

مگو به من ؛ كه بيش از اين خدا خدا خدا كنم

اميد آسمانيم ؛ دليل زندگانيم

كدام روز ميرسي كه جان خود فدا كنم ؟

 

                                                 " الهام محمودي  "

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 0:6 | 
سال نو مبارک !
 
 
 

 

سلام دوستان ؛

 

با دو روز تاخير حلول سال نو خورشيدي رو به همگي عزيزان تبريك ميگم .

دعا كنيم اين عيد آخرين عيدي باشه كه بدون حضور موعود منتظر (عج) جشن مي گيريم .

 

روز چهارشنبه گذشته فرصتي دست داد و به دعوت خواهر بزرگوارم ساحل افتاده سري به جشنواره شون زديم كه عكس سفره هفت سينشون رو ميتونيد در همین پست و تو ادامه مطلب ببينيد . البته عكسها با موبايل گرفته شده و يه كم كيفيتش پائينه

  

به دليل مشغله فراوان در اين ايام شايد نرسم يه مدت وبلاگ رو به روز كنم .

 

التماس دعا

 

علي علي
 
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 23:21 | 
مردان سه نقطه
 
 
 

سلام دوستان ؛

اين سروده رو از توي يكي از جزوه هاي دوران دانشگاه پيدا كردم ؛ دوراني كه خيلي دنبال مردان سه نقطه مي گشتيم ؛ شاعرش هم فكر ميكنم آقاي محمد مرادي باشه

اين روزا وقتي كه تو حرفها و نظرات كانديداهائي كه همشون هم ادعا مي كنن براي خدمت اومدن دنبال " اصلح " مي گردم ؛ بعضي جاها نشونه هائي از اين مردان ... رو مي بينم . ولي با يه كم دقت تو حرفها راحت ميشه صالحين و از ميون اونا " اصلح " رو پيدا كرد .

 

 

 

ارزيابي از خدا كردند مردان ...

ارث دين را ادعا كردند مردان ...

از ركوع و سجده هر صبحشان نيرنگ ميريخت

سجده ها بهر ريا كردند مردان ...

بت شكن بودند در ظاهر ؛ ولي با كارهاشان

كعبه ها از بت بنا كردند مردان ...

با سخنهاي فريب آلود لبهاي دوروشان

در دل ما راه وا كردند مردان ...

از مضاف خون انسانها وضوشان سرخ ميشد

سينه ها را كربلا كردند مردان ...

جيبشان پر ميشد از فرياد يارب يارب ؛ آري

باند بازي با خدا كردند مردان ...

رهبران را رهبر بيگانه ميخوانند اينان

رهزنان را رهنما كردند مردان ...

دست جانبازان عاشق را به دژخيمي بريدند

عشق را بي دست و پا كردند مردان ...

اي امام دين بيا با ذوالفقار عشق و بنگر

در لباس دين چه ها كردند مردان ...

بي خبرهاي زمان نام تو را بر نيزه دارند

سوء تعبير از شما كردند مردان ...

 

 

 
 
|+| نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 23:12 | 
حجت الهی ...
 
 
 

خورشيد رخ مپوشان در ابر زلف ؛ يارا

چون شب سيه مگردان ؛ روز سپيد ما را

ما را ز تاب زلفت ؛ افتاده عقده بر دل

بر زلف هم به هم زن ؛ دست گره گشا را

اي بحر عفو و رحمت ؛ بر ما ترشحي كن

كز لوح دل بشوئيم ؛ مسوده خطا را

فخر جهانيان شد ؛ ننگ صنم پرستي

جانا ز پرده بنماي ؛ روح خدانما را

اي آشكار پنهان ؛ برقع ز رخ بر افكن

تا جلوه ات ببينيم ؛ پنهان و آشكارا

بي جلوه ات ندارد ارض و سما فروغي

اي آفتاب معني ؛ هم ارض و هم سما را

اي پرده دار عالم ؛ در پرده چند ماني ؟

آخر ز پرده بنگر ياران آشنا را

باز آ كه بي وجودت ؛ عالم سكون ندارد

هجر تو در تزلزل ؛ افكنده ماسوا را

حاجت به توست ما را ؛ اي حجت الهي

آري به سوي سلطان ؛ حاجت بود گدا را
 

 

                                       "    فؤاد كرماني   "

 

 

|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 0:24 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar